Saying 260
پرهیز از مهلت دادنهاى خدا
On HaqqBase, the licensed library text for this work is Muhammad Dashti’s Persian edition (MIT). We only show English or Urdu here when we have a licensed source — we do not invent translations or republish editions we are not allowed to redistribute.
- English is not available on this page yet. You can read open-access English off-site: Qutbuddin (Brill, CC BY-NC-ND 4.0) · Thaqalayn (Sayed Ali Reza).
- Urdu is not available on HaqqBase yet. We will add it when a licensed Urdu text can be included with clear redistribution rights.
بسا کسی که با احسانی (که خدا به او کرده است) فریب خورد و بسا کسى که بخاطر خطاپوشى خداوند مغرور میشود و بسا کسی که خداوند نام نیکش را بر زبانها اندازد و فریفته میشود خداوند هیچکس را به آزمایشى همچون مهلتدادن نیازموده است. سید رضی میگوید: این سخن امام درکلمات گذشته آمده بود و در اینجا با اضافاتی نیکو و سودمند تکرار شد. در این فصل گزیدهای از سخنان امام (ع) را میآوریم که در آنها الفاظ غریب آمده و نیاز به تفسیر دارد در حدیثى از آن حضرت (ع) آمده است: چون چنین شود پیشوای دین با پیروان خود به راه افتد و مردم بر او گرد آیند همانگونه که ابرپاییزی گرد میآید. سید رضی میگوید: . «یعسوب» به معنى سرور و مهتر قوم است که کارهاى مردم به دست اوست و «قزع» به معنى پارههاى ابر است که در آن باران نباشد در حدیثى از آن حضرت (ع) آمده است این سخنران ماهری است. سید رضی میگوید: مراد از «شحشح» کسى است که در اداى خطبه و ادامه دادن آن مهارت دارد و هر که در سخن و رفتار چالاک باشد او را «شحشح» گویند در غیر این موضوع به معنى بخیل و ممسک است در حدیثى از آن حضرت (ع) آمده است: دشمنى، رنجها و سختیهایی هلاک کننده دارد. سید رضی میگوید: منظور امام از «قحم» مهلکهها است زیرا دشمنى آنان را به هلاکت میرساند و از این باب است که گفته میشود: «قحمة الاعراب آن سالهاى قحطى است که ایشان را فرا گیرد و اموالشان را نابود گرداند و معنى «تقحم» نیز همین است. البته در مورد معنى این جمله معنی دیگرى نیز گفته شده و آن این است که خشکى صحرا ناچارشان سازد تا به شهرها رو آورند و یا به کلامی دیگر خشکسالى روستائیان را از سرزمین خود به مناطق سبز و آباد میکشد.» در حدیثى از آن حضرت (ع) آمده است چون زنان به بلوغ (نص الحقاق) رسیدند خویشاوندان پدرى برای سرپرستی سزاوارترند. سید رضی میگوید: «نص الحقائق» هم روایت شده است و نص نهایت هر چیز است و رسیدن به پایان آن چون «نص در رفتن» و آن منتهاى سرعتى است که چهار پا تواند رفت. و مىگویى «نصصت الرجل عن الامر» منظور اینست که آنقدر سؤال از کسى بشود که آنچه در آن زمینه میداند بیان کند بنابر این «نص الحقائق» بمعنى رسیدن به مرحله بلوغ است که همان پایان دوره کودکى استو آن هنگامى است که کودک پاى به دوران جوانى مینهدو این از فصیحترین و غریبترین کنایات از این مرحله استمنظور امام این است: هنگامى که زنان بدین مرحله رسیدند خویشاوندان پدرى از خویشاوندان مادرى به آنان نزدیکترند اگر محرم باشند چون برادران و عموها و به شوى دادن او اگر بخواهند و حقاق ستیز مادر است با خویشاوندان پدرى بر سر دخترکه هر یک از آن دو به دیگرى میگوید که من سزاوارتر به او هستمگویند از این معنى است حاققته حقاقا، مانند جادلته جدالا و گفتهاند: نص الحقاق رسیدن عقل است به کمال و آن بالغ شدن استچه قصد امام از آوردن این کلمه هنگامى است که در آن حقوق و احکام واجب میشودو آنان که «نص الحقایق» گفته اند، از حقایق جمع حقیقت را فهمیدهانداین معنى را ابوعبید آورده استاما نظرمن این است که منظور از «نص الحقاق» این است که زن به مرحلهای برسدکه در آن سن، ازدواجش جایز باشد و بتواند درحقوق خود تصرف کند این در حقیقت تشبیه به «حقاق» در شتر است چرا که «حقاق» جمع «حق» است و آن شترى است که سه سالگى را به پایان رسانیده و به چهارمین سال در آمده است و در این هنگام به حدى رسیده که میتوان بر آن سوار شد و تند راند و حقائق نیز جمع حقه است پس هر دو روایت به یک معنى باز مىگرددو این معنى به روش عرب شبیهتر است تا معنى که آورده شد. در حدیثى از آن حضرت (ع) آمده است: ایمان به صورت نقطه سفید در دل ظاهر میشود و هراندازه که ایمان افزایش یابد، نقطه سفید فراختر میگردد. سید رضی میگوید: و لمظه همانند نقطه سیاه است یا مانند آن از سپیدى و از همین باب گفته شده است: «فرس المظ» (اسب المظ)، که به اسبى گفته میشود که بر لبش نقطه سفیدى وجود داشته باشد. در حدیثى از آن حضرت (ع) آمده است: هرگاه کسى طلبی دارد که نمیداند وصول میشود یا نه باید هنگامى که آن را میستاند زکاتش را بدهد. سید رضی میگوید: بنابر این «دین ظنون» آن است که طلبکار نمیداند آیا میتواند از بدهکار وصول کند یا نه گاه امیدوار است به گرفتن آن و گاه ناامید از ستاندنش این از فصیحترین سخنان است همچنین هر کارى که طالب آن هستى و نمیدانى در چه موضعى نسبت به آن خواهى بود، آن را «ظنون» گویند و گفته اعشى شاعر عرب از همین باب است آنجا که میگوید: چاهى که معلوم نیست آب دارد یا نه و از محلى که بارانگیر باشد دوراست نمیشود آن را همچون فرات، که پر از آب است و کشتى و شناگر ماهر را از پا در میآورد، قرار داد «جد» چاه قدیمى بیابانى را گویند و ظنون آن است که معلوم نیست آب دارد یا نه. و در حدیث آن حضرت است، چون سپاهى را مشایعت کرد که به جنگشان مىفرستاد فرمود: از زنان تا میتوانید دوری کنید. سید رضی میگوید: یعنى به هنگام نبرد از یاد زنان و دل بستن به آنها دورى کنید و با آنان همبستر مشوید زیرا این کار بازوى حمیت را سست کندو گره عزیمتها را بگسلد و مانع تعقیب دشمن شود و جنگجو را از فرو رفتن در میدان نبرد روى گردان سازد وهر چه انسان را از کارى باز میدارد، گویند، «اعذب عنه و «العاذب» و «العذوب» کسى که از خوردن و آشامیدن روى بر تافته است در حدیثى از آن حضرت (ع) آمده است: همانند قمارباز پیروز منتظر نخستین پیروزى از تیرهاى قمار خود است. سید رضی میگوید: منظور از «یاسرون» کسانى هستند که به وسیله پیکانهاى تیر بر سر شترى بختآزمائى میکنند و «فالج» کسى است که پیروزشده استگفته میشود «فلج علیهم و فلجهم» یعنى بر آنها پیروز شد و راجز گوید: چون دیدم که پیروز، پیروز شده است. در حدیثى از آن حضرت (ع) آمده است: چون (تنور) جنگ داغ میشد به رسول الله پناه میبردیم کسی از ما، به دشمن از او نزدیکتر نبود. سید رضی میگوید: معنى این سخن این است که: وقتى ترس از دشمن بزرگ مینمودو جنگ به گونهای میشد که گویا جنگجویان را میخواهد در کام خود فرو برد مسلمانان به پیامبر پناهنده میشدند تا رسول خدا شخصا به نبرد پردازد و خداوند بوسیله او نصرت و پیروزى را بر آنان نازل فرماید و در سایه آنحضرت ایمن گردنداما جمله «اذا احمر الباس کنایه از شدت کارزار است در این باره سخنان متعددى گفته شده که بهترین آنها این است که امام داغى جنگ را به شعلههاى سوزان آتش تشبیه کرده است و آنچه این معنى را تقویت میکند این است که رسولالله (صلى الله علیه و آله) در روز حنین، در جنگ با هوازن چون جلادت مردان را دید فرمود اکنون تنور جنگ داغ شد همانگونه که ابرپاییزی گرد میآید این بخش (کلمات پیچیده محتاج به تفسیر) پایان پذیرفت و ما به روش و سبک خود در این باره باز میگردیم.
Data from: saber13812002/nahj
Source data
{
"id": "595",
"_url": "https://github.com/saber13812002/application-nahj-al-balaghah",
"title": "پرهیز از مهلت دادنهاى خدا",
"number": 260,
"_source": "saber13812002/nahj",
"_license": "MIT",
"category": 3,
"_ingestedAt": "2026-10-04T16:51:10.287Z"
}