Sermon 186
در توحید
On HaqqBase, the licensed library text for this work is Muhammad Dashti’s Persian edition (MIT). We only show English or Urdu here when we have a licensed source — we do not invent translations or republish editions we are not allowed to redistribute.
- English is not available on this page yet. You can read open-access English off-site: Qutbuddin (Brill, CC BY-NC-ND 4.0) · Thaqalayn (Sayed Ali Reza).
- Urdu is not available on HaqqBase yet. We will add it when a licensed Urdu text can be included with clear redistribution rights.
خطبه ۱۸۶-در توحید شناساندن صحیح خداوند سبحان کسی که کیفیتی برای خدا قائل شد یگانگی او را انکار کرده، و آن کس که همانندی برای او قرار داد به حقیقت خدا نرسیده است، کسی که خدا را به چیزی تشبیه کرد به مقصد نرسید، آن کس که به او اشاره کند یا در وهم آورد، خدا را بی نیاز ندانسته است، هر چه که ذاتش شناخته باشد آفریده است، و آنچه در هستی به دیگری متکی باشد دارای آفریننده است، سازنده ای غیرمحتاج به ابزار، اندازه گیرنده ای بی نیاز نه به فکر و اندیشه، بی نیاز بدون یاری دیگران است، با زمانها همراه نبوده، و از ابزار و وسائل کمک نگرفته است، هستی او برتر از زمان است، و وجود او بر نیستی مقدم است، و ازلیت او را آغازی نیست. با پدید آوردن حواس روشن میشود که حواسی ندارد، و با آفرینش اشیا متضاد، ثابت میشود که دارای ضدی نیست، و با هماهنگ کردن اشیا دانسته شد که همانندی ندارد، خدایی که روشنی را با تاریکی، آشکار را با نهان، خشکی را با تری، گرمی را با سردی ضد هم قرار داد، و عناصر متضاد را با هم ترکیب و هماهنگ کرد، و بین موجودات ضد هم، وحدت ایجاد نمود، آنها را که با هم دور بودند نزدیک کرد، و بین آنها که با هم نزدیک بودند فاصله انداخت. خدایی که حدی ندارد، و با شماره محاسبه نمی گردد، که همانا ابزار و آلات دلیل محدود بودن خویشند و به همانند خود اشاره میشوند، اینکه میگوییم موجودات از فلان زمان پدید آمدهاند پس قدیم نمی توانند باشند و حادثند، و اینکه میگوییم حتما پدید آمدند، ازلی بودن آنها رد میشود، و اینکه میگوییم اگر چنین بودند کامل میشدند، پس در تمام جهات کامل نیستند، خدا با خلق پدیدهها در برابر عقلها جلوه کرد، و از مشاهده چشمها برتر و والاتر است، و حرکت و سکون در او راه ندارد، زیرا او خود حرکت و سکون را آفرید، چگونه ممکن است آنچه را که خود آفرید در او اثر بگذارد؟ یا خود از پدیدههای خویش اثر پذیرد؟ اگر چنین شود، ذاتش چون دیگر پدیدهها، تغییر میکند، و اصل وجودش تجزیه میپذیرد، و دیگری ازلی نمی تواند باشد، هنگامی که آغازی برای او تصور شود پس سرآمدی نیز خواهد داشت، و این آغاز و انجام، دلیل روشن نقص، و نقصان و ضعف دلیل مخلوق بودن، و نیاز به خالقی دیگر داشتن است، پس نمی تواند آفریدگار همه هستی باشد، و از صفات پروردگار که (هیچ چیز در او موثر نیست، و نابودی و تغییر و پنهان شدن در او راه ندارد) خارج میشود. والاتر از صفات پدیدهها خدا فرزندی ندارد تا فرزند دیگری باشد، و زاده نشده تا محدود به حدودی گردد، و برتر است از آنکه پسرانی داشته باشد، و منزه است که با زنانی ازدواج کند، اندیشهها به او نمی رسند تا اندازه ای برای خدا تصور نماید، حواس از احساس کردن او عاجز، و دستها از لمس کردن او ناتوان است و تغییر و دگرگونی در او راه ندارد، و گذشت زمان تاثیری در او نمی گذارد، گذران روز و شب او را سالخورده نسازد، و روشنایی و تاریکی در او اثر ندارد. خدا با هیچ یک از اجزاء و جوارح و اعضا و اندام، و نه با عرضی از اعراض، و نه با دگرگونیها و تجزیه، توصیف نمی شود، برای او اندازه و نهایتی وجود ندارد، و نیستی و سرآمدی نخواهد داشت، چیزی او را در خود نمی گنجاند که بالا و پایینش ببرد، و نه چیزی او را حمل میکند که کج یا راست نگهدارد، نه در درون اشیا قرار دارد و نه بیرون آن، حرف میزند نه با زبان و کام و دهان، میشنود نه با سوراخهای گوش و آلت شنوایی، سخن میگوید نه با بکار گرفتن الفاظ در بیان، حفظ میکند نه با رنج به خاطر سپردن، میخواهد نه با بکارگیری اندیشه، دوست دارد و خشنود میشود نه از راه دلسوزی، دشمن میدارد و به خشم میآید نه با صوتی که در گوشها نشیند، و نه فریادی که شنیده شود بلکه سخن خدای سبحان همان کاری است که ایجاد میکند. شناخت قدرت پروردگار پیش از او چیزی وجود نداشته وگرنه خدای دیگری میبود، نمی شود گفت (خدا نبود و پدید آمد) که در آن صورت صفات پدیدهها را پیدا میکند و نمی شود گفت (بین خدا و پدیدهها جدایی است) و (خدا بر پدیدهها برتری دارد) زیرا سازنده و ساخته شده همانند تصور شوند، و خالق و پدیدآمده با یکدیگر تشبیه گردند، مخلوقات را بدون استفاده از طرح و الگوی دیگران آفرید، و در آفرینش پدیدهها از هیچ کسی یاری نگرفت، زمین را آفرید و آن را برپا نگهداشت بدون آنکه مشغولش سازد، و در حرکت و بی قراری، حرکت آن را نظم و اعتدال بخشید و بدون ستونی آن را بپا داشت، و بدون استوانهها حفظ کرد، میخهای زمین را محکم، و کوههای آن را استوار، و چشمههایش را جاری، و درهها را ایجاد فرمود، آنچه بنا کرده به سستی نگرایید. و آنچه را توانا کرد ناتوان نشد. خدا با بزرگی و قدرت بر آفریدهها حاکم است، و با علم و آگاهی از باطن و درونشان باخبر است، و با جلال و عزت خود از همه برتر و بالاتر است، چیزی از فرمان او سرپیچی نمی کند، و چیزی قدرت مخالفت با او را ندارد که بر او پیشی گیرد، و به سرمایه داری نیاز ندارد تا او را روزی دهد، همه در برابر او فروتنند، و در برابر عظمت او ذلیل و خوارند، از قدرت و حکومت او به سوی دیگری نمی توان گریخت که از سود و زیانش در امان ماند، همتایی ندارد تا با او برابری کند، و او را همانندی نیست که شبیه او باشد، اوست نابودکننده پدیدهها پس از آفرینش، که گویا موجودی نبود. معاد و آفرینش دوباره پدیدهها نابودی جهان پس از پدید آمدن، شگفت آورتر از آفرینش آغازین آن نیست، چگونه محال است در صورتیکه اگر همه جانداران جهان، از پرندگان و چهارپایان، آنچه در آغل است و آنچه در بیابان سرگرم چراست، از تمام نژادها و جنسها، درس نخوانده و زیرک انسانها، گرد هم آیند تا پشه ای را بیافرینند، توان پدید آوردن آن را ندارند، و راه پیدایش آن را نمی شناسند، که عقلهایشان سرگردان و در شناخت آن حیران میماند، و نیروی آنها سست و به پایان میرسد، و رانده و درمانده باز میگرداند، آنگاه اعتراف به شکست میکنند، و اقرار دارند که نمی توانند پشه ای بیافرینند و از نابود ساختنش ناتوانند و همانا پس از نابودی جهان تنها خدای سبحان باقی میماند، تنهای تنها که چیزی با او نیست، آنگونه که قبل از آفرینش جهان چیزی با او نبود، بی وقت و زمان، نه روزگاری و نه مکان، در آن هنگام مهلتها به سرآید، سالها و ساعتها سپری شود و چیزی جز خدای یگانه قهار باقی نمی ماند که بازگشت همه چیز به سوی اوست. پدیدهها، چنانکه در آغاز آفریده شدن قدرتی نداشتند، به هنگام نابودی نیز قدرت امتناعی ندارند، زیرا اگر میتوانستند پایدارتر میماندند، آفرینش چیزی برای خدا رنج آور نبوده و در آفرینش موجودات دچار فرسودگی و ناتوانی نشده است، موجودات را برای استحکام حکومتش نیافریده، و برای ترس از کمبود و نقصان پدید نیاورده است، آفرینش مخلوقات نه برای پرهیز از دشمنی بود که به او هجوم آورد، و نه برای ازدیاد دوران حکومت، و نه برای پیروز شدن بر شریک و معارض، و نه برای رفع تنهایی بوده است. سپس همه موجودات را نابود میکند، نه برای خستگی از اداره آنها، و نه برای آسایش و استراحت، و نه به خاطر رنج و سنگینی که برای او داشتند، و نه برای طولانی شدن ملال آور زندگیشان، بلکه خداوند با لطف خود موجودات را اداره میفرماید، و با فرمان خود همه را برپا میدارد، و با قدرت خود همه را استوار میکند. سپس بدون آنکه نیازی داشته باشد بار دیگر همه را باز میگرداند، نه برای اینکه از آنها کمکی بگیرد، و نه برای رها شدن از تنهایی با آنها مانوس شود، و نه آنکه تجربه ای به دست آورد، و نه برای آنکه از فقر و نیاز به توانگری رسد، و یا از ذلت و خواری به عزت و قدرت راه یابد.
Data from: saber13812002/nahj
Source data
{
"id": "97",
"_url": "https://github.com/saber13812002/application-nahj-al-balaghah",
"title": "در توحید",
"number": 186,
"_source": "saber13812002/nahj",
"_license": "MIT",
"category": 1,
"_ingestedAt": "2026-10-04T16:50:24.442Z"
}